close
تبلیغات در اینترنت
جملات کوتاه خنده دار
دوشنبه 02 اردیبهشت 1398

#

تبلیغات
جای تبلیغات شما
دینی و مذهبی
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 976
  • کل نظرات : 192
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 811
  • افراد آنلاین : 6
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 315
  • گوگل امروز : 5
  • آی پی امروز : 30
  • بازدید دیروز : 653
  • گوگل دیروز : 30
  • آی پی دیروز : 131
  • بازدید هفتگی : 315
  • بازدید ماهانه : 25,185
  • بازدید سالانه : 138,012
  • بازدید کل : 1,356,123
  • اطلاعات
  • امروز : دوشنبه 02 اردیبهشت 1398
  • آی پی شما : 18.212.239.56
  • مرورگر شما :
اتاق آرزو
هایپرتمپ دات آی آر
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
جملات کوتاه خنده دار
  • تعداد بازدید : 554
  • جملات کوتاه خنده دار

    -از یکی میپرسن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟
    میگه بابا ما سرمون میشه کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی است.

    ----------------------

    -اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش... داره به قیافه تو می خنده...
     

    ----------------------

    -یه بنده خدا پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی می کنه، میره انگشت می کنه تو حلق راننده قطار.

    ----------------------

    -یه دفعه دو تا هزار پا همدیگر رو بغل میکنن میشن زیپ

    -از یکی میپرسن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟
    میگه بابا ما سرمون میشه کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی است.

    -یارو سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه

    -اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش... داره به قیافه تو می خنده...
     
    -یه بنده خدا پتروس فداکار رو با دهقان فداکار قاطی می کنه، میره انگشت می کنه تو حلق راننده قطار.

    -یه دفعه دو تا هزار پا همدیگر رو بغل میکنن میشن زیپ

    -یه نفر میره جوراب فروشی میگه آقا جوراب میخوام فروشنده میگه:مردونه ؟یارو دست میده میگه: مردونه

    -به یکی میگن یه موجود نام ببر ، میگه یخ ... ، میگن آخه یخ که موجود محسوب نمیشه ، میگه چرا من خودم صد بار دیدم نوشتند یخ موجود است

    -شوتیه عینکش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشمش، سرش گیج میره میخوره زمین هوا میره ، نمیدونی تا کجا میره
     
    -پسره تو خواستگاری از یه دختره می پرسه اسم شما چیه؟ دختره می گه اسم من توی تمام باغچه ها هست. پسره می گه: آهان فهمیدم ، اسمتون شلنگه
     
    از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من شامپو لازم ندارم از شیشه پاک کن استفاده می کنم!
     
    -یارو داشته دنبال جای پارک می گشته اما پیدا نمی کرد! در همون حال گشتن به خدا میگه: خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنیا من نماز می خونم، روزه می گیرم که یه دفعه یه جای پارک می بینه و به خدا می گه! خدا جون نمی خوادخودم پیدا کردم.
     
    -رئیس: خجالت نمی کشی تو اداره داری جدول حل می کنی؟ کارمند: چکار کنیم قربان، این سروصدای ماشینها که نمی ذاره آدم بخوابه!

    -دکتر برای یه بنده خدائی شیاف تجویز کردم ، یارو رفت و یکهفته بعد اومد گفت آقای دکتر حالم خوب نشد بدتر هم شدم گفتم چرا ، گفت نمیدونم تا این کپسول ها که دادین را میخورم دلم آشوب میشه
     
    -نصیحت یه شوهر به زنش: هر وقت یه سوسک تو دستشویی دیدی با دمپایی فورا نکوب رو سرش…
    بی توجه از بغلش رد شو… این کار از صدتا فحش براش بدتره
     
    -طرف یه تیکه آشغال می پره  تو چشمش . می ره جلوی آینه  تو چشش فوت میکنه. خانمش بهش میگه دیوونه تو فوت نکن بذار اون فوت کنه!
     
    -یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میکنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوکباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میکنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!
     
    -یه پیرمرد چاخانه داشته خاطره تعریف میکرده، میگه: ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد، البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود.
     
    -به یکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه...

    -یارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد...
    دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!
    یارو میگه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی
     
    -به یکی میگن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کنه چکار می کنی؟ می گه می رم بالای درخت .
    می گن : تو دریا که درخت نیست یارو می گه: مجبورم می فهمی ؟ مجبورررررم

     

    منبع : parsnaz.ir

    نویسنده : Admin تاریخ : 01 / 10 / 1393 امتیاز :
    موضوعات :
    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی