close
تبلیغات در اینترنت
جوک و استاتوس و اس ام اس خنده دار

مجله ی سرگرمی و تفریحی
میگن تلویزیون برزیل زیرنویسکرده دریافت تنها دو گل از هلند در نیمه اول بر امت قهرمان پرور برزیل مبارک باد.   فقط ی مرد ایرانیه که وقتی داره فوتبال اروپایی میبینه و دوربین داره تماشاگرا رو نشون میده چشاشو عینهو قورباغه میده بیرون و دنبال خانم میگرده 0_0   اس ام اس یک پسر ایرونی: دلم واست تنگ شده همش دارم به تو فکر میکنم گفتم یه اس بهت بدم ببینم در چه حالی! Send to >> سپیده  روشنک آناهیتا  گل نسا سکینه خانم شیرزاد تزریقاتی سر کوچه دختر همسایه روبرویی دختر وسطی عمه ملوک اینا…

جوک و استاتوس و اس ام اس خنده دار

01 / 10 / 1393

میگن تلویزیون برزیل زیرنویسکرده دریافت تنها دو گل از هلند در نیمه اول بر امت قهرمان پرور برزیل مبارک باد.

 

فقط ی مرد ایرانیه که وقتی داره فوتبال اروپایی میبینه و دوربین داره تماشاگرا رو نشون میده چشاشو عینهو قورباغه میده بیرون و دنبال خانم میگرده 0_0

 

اس ام اس یک پسر ایرونی:

دلم واست تنگ شده همش دارم به تو فکر میکنم گفتم یه اس بهت بدم ببینم در چه حالی!

Send to >>

سپیده 

روشنک

آناهیتا 

گل نسا

سکینه

خانم شیرزاد

تزریقاتی سر کوچه

دختر همسایه روبرویی

دختر وسطی عمه ملوک اینا

دختری که دیروز تو مترو ازش شماره گرفتم هنوز اسمش رو نمیدونم

دختری که با تاپ فسفر ی و دامن صورتی تو عروسی پسر خاله ام خیلی قشنگ می رقصید

شماره نا شناسی که دیروز تو تاکسی از جیب مسافر جلو یی افتاد

 

اینجا ایران است یعنی:

 ببخشید پرواز ۱۷:۴۵ چه ساعتی میشینه؟

ببخشید اتوبوس ۹:۳۰ ساعت چند حرکت میکنه ؟

 ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین ؟ چنده !؟

 

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﺯﺩﻩ:

ﻓﺮﻫﺎﺩ ﻣﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻟﯿﻠﯽ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﻋﺸﻘﺶ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻩ

ﻭﺍﻻ‌ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺭﻡ

ﻓﺮﻫﺎﺩ ﭼﺸﻤﺶ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﻟﯿﻠﯽ

ﺗﻮﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﻗﺒﻞ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ

ﯾﻪ ﮐﻢ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ

 

طرف استاتوﺱ گداشته :

امشب میخوام تو بالکن بخوابم !!!!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

4 تا پشه کامنت گداشتن

Big like ،،،، !!!!

 

دختره موهاش مش خفن

از دماغش دوتا سوراخ مونده فقط

لباش اندازه پشتی مبل

نصف بیشتر عکساش لب استخره

بعد استاتوس گذاشته خسته ام از این مردهای شهوت پرست که فقط به جسم زن می اندیشند

آخه حلوا شکری :|

انتظار داری تو رو که ببینن یاد فلسفه ی سقراط بیفتن؟

اصن یه وضیه ها

 

سالها پیش در یکی از مدارس، پسربچه ای به نام فری همیشه با لباسهای چرک در مدرسه حاضر میشد

هیچکدام از معلمان او رادوست نداشتند روزی خانم احمدی مادرش را به مدرسه خواند و درباره وضعیت پسرش با وی صحبت کرد

 اما مادر بجای اصلاح فرزندش تصمیم گرفت که به شهر دیگری مهاجرت کند،

 بیست سال بعد خانم احمدی بعلت ناراحتی قلبی دربیمارستان بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت، عمل خوب بود، هنگام به هوش آمدن،

  دکترجوان رعنایی را در مقابل خود دید که به وی لبخند میزد میخواست از وی تشکرکند اما بعلت تأثیر داروهای بیهوشی توان حرف زدن نداشت

 با دست به طرف دکتر اشاره میکرد و لبان خود را به حرکت در می آورد انگار دارد تشکر میکند اما رنگ صورتش در حال تغییر بود کم کم صورتش در حال کبود شدن بود تا اینکه با کمال ناباوری در مقابل دکتر جان باخت ،

  دکتر ناباورانه و با تعجب ایستاده بود که چه اتفاقی افتاده است ، وقتی به عقب برگشت

فری نظافتچی بیمارستان را دید که دوشاخه دستگاه کنترل بیماران قلبی را درآورده وشارژر گوشی خود را به جای آن زده است ،

 نکنه یه موقع فکر کردین فری دکتر شده و از این حرفا ، نه بابا اون الاغ رو چه به این حرفا !

 

 

خسیسه تصمیم میگیرد تا همسایۀ یهودی خود ا به دین اسلام دراورد،

پس او را به شام دعوت کرد و شام مختصری جلوی او گذاشت.

همسایۀ یهودی با تعجب گفت : مگه شما به مهموناتون غذا هم میدین؟

خسیسه: بله میدیم حجی! مگه شوماها نمیدین؟

یهودی : خیر.

خسیسه لبخند شیرینی زد و به دین یهود مشرف شد


بعضی از مطالب سایت به دلیل مشکلات سرور , متن یا عکس مطلبشان حذف شده است.در صورت مشاهده ی چنین مطلبی از قسمت نظرات آن مطلب به ما اطلاع دهید تا مشکل برطرف شود.
با تشکر